اختصاصی /گزارشگر : امروز مدیریت شهری بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه علمی، تخصصمحور و انسانگرایانه است. شهرها با چالشهایی پیچیده روبهرو هستند از مدیریت پسماند، ترافیک و فرسودگی بافتها گرفته تا مسائل زیستمحیطی، عدالت فضایی، شفافیت، کیفیت زندگی و مشارکت شهروندان. حل این مسائل تنها با شعار یا نگاه کوتاهمدت ممکن نیست؛ بلکه نیازمند رویکردی است که بر پایه دانش، تجربه، مسئولیتپذیری اجتماعی و دلسوزی برای آینده شهر بنا شده باشد.
در این میان، حضور زنان در پارلمانهای شهری و ساختارهای تصمیمگیری نهتنها یک مطالبه اجتماعی، بلکه یک ضرورت مدیریتی است. تجربه جهانی نشان میدهد که زنان در حوزههای مهمی مانند برنامهریزی شهری، محیطزیست، سلامت اجتماعی، فضای عمومی، آموزش شهری، توسعه محلات، عدالت اجتماعی و نگاه بلندمدت به کیفیت زندگی، نقش بیبدیلی ایفا میکنند.
سهم زنان در حکمرانی شهری معمولاً با حساسیت بیشتر به جزئیات، تمرکز بر نیازهای واقعی جامعه و توجه به گروههای کمتر دیدهشده همراه است. این نگاه، مکمل تصمیمگیریهای کلان و در بسیاری از موارد، عامل ایجاد تعادل در مدیریت شهری به شمار میرود.
مطالعات بینالمللی نشان میدهد که در شهرهایی که مدیران زن در سطوح مختلف حضور فعال دارند:
– برنامههای مرتبط با سلامت شهری موفقترند
– سیاستهای محیطزیستی جدیتر دنبال میشود
– تصمیمگیریها شفافتر و پاسخگوترند
– مشارکت شهروندان افزایش مییابد
– برنامههای خانوادهمحور و جامعهمحور تقویت
میشوند
به سوی حکمرانی شهری پاسخگوتر، اخلاقیتر و کارآمدتر حرکت میکند.
بنابراین تقویت مشارکت و حضور زنان در پارلمانهای شهری، نه یک مطالبه نمادین بلکه یک ضرورت مدیریتی برای ساخت آیندهای روشنتر است—آیندهای که در آن تخصص، دلسوزی، صداقت و جسارت تصمیمگیری در کنار هم به بلوغ میرسند و شهر را به زیستگاهی انسانیتر و متوازنتر بدل میکنند.
از سوی دیگر، تنوع در مدیریت چه تنوع جنسیتی و چه تنوع تخصصی به بهبود کیفیت تصمیمگیری منجر میشود. حضور زنان، متخصصان، دانشگاهیان و فعالان اجتماعی در کنار یکدیگر میتواند ترکیب مدیریتی تازهای بسازد که به چالشهای پیچیده شهری با راهحلهای دقیقتر، علمیتر و کارآمدتر پاسخ دهد.
امروز بیش از هر زمان دیگر روشن است که مدیریت شهری صرفاً اداره روزمره شهر نیست؛ بلکه یک پروژه تمدنی است. اداره شهر یعنی ساختن آینده، یعنی فراهم کردن بستری که در آن کودکان، سالمندان، خانوادهها، کسبوکارها و نسلهای بعدی بتوانند با آرامش و امید زندگی کنند لذا حکمرانی شهری زمانی به بلوغ میرسد که دانش، تجربه و نگاه انسانی کنار هم قرار بگیرند و زنان، مردان، متخصصان و جامعه در کنار یکدیگر مسیر توسعه پایدار را پیش ببرند. بدون این همافزایی، هیچ شهری فرصت شکوفایی کامل را تجربه نخواهد کرد.
زنان نیمهی خاموش شهر نیستند؛ نیمهی موثری هستند که هیچ برنامهریزی شهری بدون حضور زنان که نیمی از جامعه اند کامل نمیشود.
وقتی شهر، زنانش را جدی بگیرد، خودش بالغ میشود.
زنان با نگاه دقیق خود میتوانند بخش بزرگی از چالشهای شهری را حل کنند.
حضور آنان در تصمیمسازی، کیفیت مدیریت را بالا میبرد.
زنان بخش زیادی از آینده اقتصاد شهریاند.
وقتی مسیر رشد برای آنها هموار شود، اشتغال و نوآوری سرعت میگیرد.
یک شهرِ سبز و سالم، حتما از ظرفیت زنِ توانمند در جایگاههای مدیریتی و تصمیم گیری استفاده میکند و زن توانمند و متخصص آینده ی شهر را میسازد.
بنابراین ساری باید از این ظرفیت ۵۰ درصدی جامعه بهره ببرد تا به آینده ای روشن و نوآور سلام کند.
- نویسنده : زهرا حسین زاده مدیرعامل شرکت مان مدرن هوشمند هیرکان و عضو هیات رییسه انجمن زنان فعال اقتصادی و نواندیش




