گزارشگر | در مدیریت دولتی، یکی از سختترین آزمونها برای یک مدیر، موفقیت در محیطی متفاوت از محل فعالیت قبلی است؛ زیرا هر استان ساختار، اقلیم، مسائل، شبکه اداری و نیازهای خاص خود را دارد. از این منظر، کارنامه نوربخش داداشی قابل تأمل است؛ مدیری که مسیر حرفهای خود را در مازندران طی کرده، تجربه مدیریت در استانهای دیگر را به دست آورده و اکنون در خراسانشمالی نیز نامش در میان مدیران برگزیده سازمان هواشناسی کشور قرار گرفته است.

داداشی پیش از این در مازندران مدیریت هواشناسی استان را بر عهده داشت و در جشن برترینهای سازمان هواشناسی کشور در اسفند ۱۳۹۱، عنوان مدیرکل نمونه و برتر را به دست آورد. در همان مراسم، چند نفر از کارکنان هواشناسی مازندران نیز در بخشهای مختلف برتر کشوری شدند و محسن منتظری نیز به عنوان دیدهبان برتر کشور معرفی شد.
این نکته زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم مسیر مدیریتی داداشی پس از مازندران متوقف نشد.
مدیری که کارنامهاش محدود به یک استان نماند
داداشی در دوره مدیریت خود در گلستان نیز درگیر مسائل تخصصی و توسعهای این استان بود. برای نمونه، پیگیری موضوع ایجاد رادار هواشناسی گلستان از جمله موضوعاتی بود که در دوره مدیریت او به صورت جدی دنبال شد.
در سالهای بعد نیز گزارشهای هواشناسی گلستان نشان میدهد او در موضوعاتی همچون مدیریت هشدارهای جوی، کمیتههای بحران، توسعه هواشناسی کاربردی و تعامل با دستگاههای اجرایی استان فعال بوده است.
اکنون در خراسانشمالی نیز شواهدی از توسعه شبکه هواشناسی این استان وجود دارد. بر اساس گزارش منتشرشده در مرداد ۱۴۰۵، این استان دارای ۱۳۸ نقطه و ایستگاه هواشناسی در ۱۰ شهرستان است و توسعه شبکه دادهبرداری از محورهای مورد تأکید مدیریت این ادارهکل بوده است.
تکرار موفقیت، مهمتر از یک موفقیت است
ممکن است یک مدیر در یک مقطع زمانی موفق شود؛ اما وقتی یک مدیر در چند محیط مدیریتی متفاوت بتواند عملکرد قابل دفاعی ارائه کند، موضوع از یک موفقیت مقطعی فراتر میرود.
داداشی در سال ۱۳۹۱ در مازندران مدیرکل نمونه و برتر شد و اکنون در سال ۱۴۰۵ نیز به عنوان مدیرکل برگزیده استانی سازمان هواشناسی کشور مورد تقدیر قرار گرفته است.
این تکرار، ارزش تحلیلی بیشتری از یک عنوان منفرد دارد.
چراکه نشان میدهد ارزیابی عملکرد او تنها به یک استان و یک دوره مدیریتی محدود نمانده است.
سؤال مازندران؛ چرا از سرمایه انسانی خود بیشتر استفاده نمیکند؟
در اینجا یک پرسش طبیعی برای مدیریت استان مازندران مطرح میشود:
استانی که نیروهای مدیریتی آن توانستهاند در خارج از استان نیز کارنامه موفق ارائه کنند، چرا نباید از این سرمایه انسانی در سطح مدیریت استان بهره بیشتری ببرد؟
البته استفاده از ظرفیت داداشی در مازندران الزاماً به معنای مطالبه یک سمت مشخص یا تغییر فوری در ساختار مدیریتی نیست. بحث اصلی، شناخت و بهکارگیری سرمایه انسانی بومی بر اساس شایستگی و کارنامه است.
استاندار مازندران، مهدی یونسی رستمی، در ماههای اخیر بر استفاده از ظرفیتهای مختلف برای توسعه استان و افزایش سرعت اجرای برنامههای زیرساختی تأکید کرده است.
در چنین رویکردی، طبیعی است که نیروهای بومی موفق و دارای سابقه مدیریتی ملی نیز بخشی از این ظرفیت تلقی شوند.
مازندران نباید فقط محل تربیت مدیر باشد
مسئله مهمتر از شخص داداشی، یک نگاه مدیریتی است.
مازندران نباید استانی باشد که مدیران توانمند در آن تجربه کسب کنند، در سطح ملی بدرخشند و سپس استانهای دیگر از تجربه آنها استفاده کنند، اما هنگام بازگشت یا برنامهریزی برای مدیریت استان، ظرفیت آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد.
اگر مدیری توانسته باشد در یک استان، سپس در استان دیگر و اکنون در محیطی متفاوت عملکرد موفقی ارائه دهد، این تجربه میتواند برای استان زادگاه و محل رشد او نیز ارزشمند باشد.
داداشی امروز فقط یک مدیر هواشناسی نیست؛ بخشی از سرمایه مدیریتی مازندران است که کارنامهاش از مرزهای استان عبور کرده است.
اکنون پرسش از مدیریت استان، نه از جنس مطالبهگری شخصی، بلکه یک سؤال توسعهای است:
آیا زمان آن نرسیده که مازندران برای استفاده از مدیران و نیروهای بومی موفق خود، فارغ از گرایشها و ملاحظات حاشیهای، یک نظام شایستهمحور و کارنامهمحور داشته باشد؟
اگر پاسخ مثبت است، نامهایی مانند نوربخش داداشی باید در فهرست سرمایههای انسانی استان دیده شوند؛ نه صرفاً به عنوان یک مدیر موفق هواشناسی، بلکه به عنوان مدیری که تجربهاش در چند استان، امکان ارزیابی تواناییهایش را در شرایط متفاوت فراهم کرده است.
در نهایت، توسعه هر استان تنها با منابع مالی و پروژههای عمرانی اتفاق نمیافتد؛ مدیران توانمند نیز بخشی از زیرساخت توسعهاند. و شاید یکی از مهمترین وظایف مدیریت ارشد مازندران، شناسایی همین سرمایهها و ایجاد زمینه استفاده از توان آنان در مسیر توسعه استان باشد.
فراتر از یک ادارهکل؛ آیا نوبت استفاده از تجربه داداشی در سطح ملی نرسیده است؟
کارنامه داداشی یک ویژگی مهم دارد که نباید از کنار آن ساده گذشت؛ او تجربه مدیریت در محیطهای متفاوت را پشت سر گذاشته و موفقیتش به یک استان محدود نمانده است. چنین تجربهای برای یک سازمان تخصصی و ملی مانند هواشناسی، یک سرمایه مدیریتی محسوب میشود.
از همین منظر، مطالبه استفاده از ظرفیت داداشی نباید صرفاً به بازگشت احتمالی او به یکی از ساختارهای مدیریتی مازندران محدود شود. سازمان هواشناسی کشور و حتی وزارت راه و شهرسازی نیز میتوانند از تجربه مدیریتی چنین نیروهایی در سطوح ستادی و تصمیمسازی بهره ببرند.
مدیری که هم سابقه مدیریت استانی دارد، هم با مسائل عملیاتی و تخصصی هواشناسی آشناست و هم توانسته در چند استان متفاوت کارنامه قابل دفاعی ارائه کند، میتواند در مسئولیتهایی فراتر از مدیریت یک ادارهکل نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
اینجا بحث بر سر سهمخواهی مازندران نیست؛ بحث بر سر استفاده حداکثری از سرمایه انسانی کشور است. اگر ملاک انتخاب مدیران، تخصص، تجربه، عملکرد و نتیجه ارزیابیهای رسمی باشد، کارنامه داداشی شایسته آن است که برای مسئولیتهای بالاتر در ستاد سازمان هواشناسی کشور یا مجموعه وزارت راه و شهرسازی نیز مورد بررسی قرار گیرد.
از سوی دیگر، استانداری مازندران نیز میتواند چنین ظرفیتهایی را در برنامهریزیهای توسعهای استان مورد توجه قرار دهد. مازندران به مدیرانی نیاز دارد که علاوه بر شناخت مسائل استان، تجربه مواجهه با ساختارهای مدیریتی و اجرایی در خارج از استان را نیز داشته باشند.
سرمایه انسانی موفق، متعلق به یک اداره یا حتی یک استان نیست؛ متعلق به نظام مدیریتی کشور است. اما طبیعی است که نخستین مطالبه از مدیران مازندران این باشد که چرا از نیروهایی که توانایی خود را در سطح ملی به اثبات رساندهاند، برای توسعه خود استان بیشتر استفاده نمیشود؟
- نویسنده : سید احمد میرساداتی




