به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، «قابلیت اتکا»، این واژهای است که وقتی گفتوگو به سمت دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و بهویژه این روزها به سمت جنگ ایران میرود، مدام از زبان مقامات سراسر جهان میشنویم. تا پیش از این طرفداران ترامپ و حتی بسیاری از متحدان آمریکا، پیشبینیناپذیری مشهور او را رویکردی غیرمتعارف اما گاه موثر میدیدند. پیشبینیناپذیری ابزاری مفید برای غافلگیر کردن رقبا یا ایجاد تحول در وضعیت منجمد محسوب میشد.
متحدان آمریکا و مذاکرهکنندگان ایرانی نمیدانند که آیا باید دیپلماسی ایالات متحده را باور کنند یا اظهارات آخرالزمانی رئیسجمهور را (که روز پنجشنبه هفته گذشته شامل تهدید آشکار به جنگ هستهای بود).اکنون بسیاری در روابط بینالملل ترامپ، از جمله در این جنگ ۱۰ هفتهای، چیزی نگرانکنندهتر میبینند: آنچه زمانی «پیشبینیناپذیری راهبردی» تلقی میشد، اکنون شبیه به «غیرقابل اتکا بودن بیثباتکننده» است. مقامات خارجی به چرخشهای تند در سیاستهای آمریکا و شکاف عمیق میان دکترین رسمی دولت و اظهارات ترامپ در شبکههای اجتماعی اشاره میکنند. یک مقام عرب گفت: «پیشبینیناپذیری یک مقوله است و قابلیت اتکا مقولهای دیگر. اگر ایرانیها فقط نگران پیشبینیناپذیری ترامپ بودند، شاید تا الان به توافق رسیده بودیم.»
آنا کلی، معاون سخنگوی کاخ سفید، به آتلانتیک گفت که ترامپ «ابهام و انعطافپذیری استراتژیک خود را حفظ میکند تا در تمام زمانها از حداکثر گزینهها برخوردار باشد.» او ادعا کرد که این رویکرد به او کمک کرد تا «تأسیسات هستهای ایران را در عملیات چکش نیمهشب نابود کند، نیکلاس مادورو، تروریست مواد مخدر را در عملیات عزم مطلق بازداشت کند و کارهای دیگری انجام دهد.»
اما مقامهای بینالمللی میگویند که این حس جدید مبنی بر غیرقابلاتکا بودن ترامپ، تلاشها برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز را کند کرده است؛ چرا که متحدان آمریکا و مذاکرهکنندگان ایرانی نمیدانند که آیا باید دیپلماسی ایالات متحده را باور کنند یا اظهارات آخرالزمانی رئیسجمهور را (که روز پنجشنبه هفته گذشته شامل تهدید آشکار به جنگ هستهای بود). متحدان دیرینه آمریکا تلاشهای خود را برای یافتن جایگزینهایی برای رهبری آمریکا شتاب بخشیدهاند، بهویژه از آن رو که اهداف ترامپ در ایران محقق نشده و اقتصاد جهانی همچنان از پیامدهای جنگ رنج میبرد.
جایگاه ایالات متحده همچنین در حالی که واشنگتن به دنبال بازنگری در شرایط تجاری با چین است، دچار افول شدهاست. ترامپ این هفته قرار است به چین سفر کند و در مورد بازنگری در وضعیت تجاری میان دو کشور تلاش کند. برای پکن، که سالها مذاکرات مقطعی و نوسانی با واشنگتن را تاب آورده است، سفر ترامپ آزمونی است برای اینکه ببیند آیا یک رابطه کاریِ عملی بین دو کشور قدرتمند جهان همچنان امکانپذیر است یا خیر.
آیا کسی میتواند به ترامپ اتکا کند؟
طرفداران ترامپ و برخی تحلیلگران استدلال میکنند که پیشبینیناپذیری استراتژیک او (که اغلب «تئوری مرد دیوانه» نامیده میشود) یک دارایی است و رقیبان را در وضعیت عدم تعادل نگه میدارد. این تئوری تبیین میکند که یک رهبر با ظاهری متمایل به رفتارهای غیرمنطقی، میتواند امتیازاتی بگیرد که دیپلماسی سنتی از عهده آن برنمیآید.
روشنترین نمونه تاریخی، تلاش دولت نیکسون برای پایان دادن به جنگ ویتنام است. اچ. آر. هالدمن، رئیس دفتر ریچارد نیکسون، در خاطرات خود نقل کرده است که رئیسجمهور تلاش میکرد ویتنام شمالی را متقاعد کند که او آنقدر مجنون هست که از سلاح هستهای استفاده کند. هالدمن نوشت: «تهدید، کلید کار بود و نیکسون عبارتی برای تئوری خود ابداع کرد.» او میگوید نیکسون در سال ۱۹۶۸ به او گفت: «باب، من آن را “تئوری مرد دیوانه” مینامم. من میخواهم ویتنام شمالی باور کند که من به نقطهای رسیدهام که ممکن است برای توقف جنگ دست به هر کاری بزنم.» سال بعد، نیکسون دستور یک آمادهباش هستهای مخفیانه و چندروزه با نام رمز «عملیات نیزه غولآسا» را صادر کرد که بمبافکنها را برای گشتزنی در کلاهکهای یخی قطب شمال، نزدیک به حریم هوایی شوروی اعزام کرد؛ تلاشی برای القای این حس به مسکو که رئیسجمهور آمریکا به شکلی خطرناک بیثبات است. هدف، فشار بر اتحاد جماهیر شوروی و ویتنام شمالی برای واگذاری امتیاز بود. این عملیات زمانی که پس از چند روز هیچ واکنش ملموسی دریافت نشد، لغو گردید.
پیشبینیناپذیریِ قابل پیشبینیِ ترامپ
ریچارد نیکسون، رئیس جمهور پیشین آمریکا و اچ آر هالدمن، رئیس دفتر رئیس جمهور
شورویها نیز گاهی از نمایشهای مشابهی استفاده میکردند. ماجرای کوبیدن کفش توسط نیکیتا خروشچف در سازمان ملل در سال ۱۹۶۰، به تثبیت شهرت او در غرب به عنوان فردی دمدمیمزاج کمک کرد. در سال ۲۰۰۰، نوه او نینا خروشچوا، استاد دانشگاه «نیو اسکول» در نیویورک نوشت: «حادثه کوبیدن کفش، برای غرب یک پیام ایدئولوژیک مناسب را منتقل کرد: دشمن ما مضحک و غیرمتمدن است، بنابراین او قادر به انجام هر کاری هست.»
یک مقام ارشد اروپایی درباره ترامپ گفت: «او آنقدر غیرقابلپیشبینی بوده است که ما اکنون مجبوریم به آیندهای فکر کنیم که چندان بر شراکت با آمریکا تکیه ندارد.»جاشوا شوارتز، استادیار دانشگاه کارنگی ملون که مقالات گستردهای درباره ترامپ و تئوری مرد دیوانه نوشته است، به آتلانتیک گفت که دوره اول ریاستجمهوری ترامپ از این تردید که آیا او «واقعاً دیوانه است یا نه» سود برد. با این حال، از آن زمان، رفتاری که دولتهای دیگر زمانی غافلگیرکننده میدیدند، به الگویی از تشدید تنش و لفاظیهای جنگطلبانه تبدیل شده که معمولاً با یک عقبنشینی قابلپیشبینی تحت فشارهای اقتصادی یا سیاسی دنبال میشود. شوارتز با اشاره به تعاملات بینتیجه ترامپ با کره شمالی، رژیم تعرفهای مدام در حال تغییر او و تناقضگوییهایش در طول جنگ ایران، به من گفت: «بنابراین شیوه کار ترامپ نسبتاً قابل پیشبینی شده است.»
برای مثال، در طول دوره اول ترامپ، لفاظیهای «آتش و خشم» و توهینهای علنی او به کیم جونگ اون، فضایی بحرانی ایجاد کرد که برخی تحلیلگران معتقدند پیونگیانگ را به سمت دیپلماسی سوق داد. این استراتژی در اجلاس ۲۰۱۸ سنگاپور، اولین دیدار بین یک رئیسجمهور مستقر آمریکا و یک رهبر کره شمالی، به اوج خود رسید. ماهها بعد، ترامپ در یک سخنرانی گفت که پس از «سختگیری» نسبت به یکدیگر، او و کیم «نامههای زیبایی» رد و بدل کردند و «عاشق هم شدند.» با این حال، دومین اجلاس آنها در هانوی در سال بعد، بدون توافق شکست خورد. مقامات آمریکایی به من گفتند که این دو مرد از زمان بازگشت ترامپ به قدرت مستقیماً با هم صحبت نکردهاند و افزودند که پرسوجوها درباره ملاقات احتمالی در جریان سفر سال گذشته ترامپ به آسیا به جایی نرسید.
ترامپ در دوره اول خود تاکتیکهای مشابهی را در مذاکرات تجاری با چین به کار گرفت و با استفاده از تشدید ناگهانی تعرفهها و اظهارات عمومی متناقض، مذاکرهکنندگان چینی را در بلاتکلیفی نگه داشت. این استراتژی گاهی امتیازاتی از جمله تعهد به خرید کالاهای کشاورزی آمریکا را به همراه داشت. اما در دوره دوم ترامپ، رویکرد «آنها را در ابهام نگه دار» بازدهی رو به کاهشی داشته است؛ بسیاری از کارشناسان به این نتیجه رسیدهاند که پکن اکنون معتقد است دست برتر را در اختیار دارد؛ بهویژه در شرایطی که کشورهای جهان به دنبال جایگزینهایی برای تجارت با ایالات متحده هستند. همانطور که یک مقام ارشد اروپایی درباره ترامپ گفت: «او آنقدر غیرقابلپیشبینی بوده است که ما اکنون مجبوریم به آیندهای فکر کنیم که چندان بر شراکت با آمریکا تکیه ندارد.» این مقام افزود: «این وضعیت ما را مجبور میکند که خودمان فکری به حال خودمان بکنیم.»
اهداف آمریکای ترامپ مبهم است
در آوریل ۲۰۲۴، هفت ماه پیش از انتخاب ترامپ برای دوره دوم، دو دانشگاهی به نامهای استیون ناگی و ساتورو ناگائو استدلال کردند که پیشبینیناپذیری ترامپ برای دوستان و رقبا تفاوت ایجاد میکند. آنها در مقالهای برای مؤسسه امور بینالملل استرالیا نوشتند: «رویکرد ترامپ متحدان آمریکا را وادار میکند تا برای نشان دادن تعهد خود به ایالات متحده، روی بودجه دفاعی خود سرمایهگذاری کنند.» برای چین و روسیه، این پیشبینیناپذیری «ایالات متحده را در موقعیتی قرار میدهد که بتواند استفاده از قدرت خود را به حداکثر برساند.» من از ناگی، پژوهشگر کانادایی ساکن توکیو، پرسیدم که آیا پس از سال اول دوره دوم ترامپ، هنوز هم رئیسجمهور را پیشبینیناپذیر میبیند؟
ناگی به من گفت: «هم بله و هم نه. ما الگوهای رفتاری او را یاد گرفتهایم (معاملهگر، متکی بر نفس و تشنه توجه) اما اهداف استراتژیک نهایی او واقعاً مبهم باقی مانده است» و بنابراین اتکا به آنها برای کشورهای دیگر دشوار است.
ناگی توضیح داد که «گارد ریلهای نهادی» که زمانی ترامپ را محدود و سیاست خارجی او را منسجمتر میکردند، تا حد زیادی از میان رفتهاند (او از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، به عنوان یک استثنا یاد کرد). این کمبود تخصص و انضباط، عدم قطعیت جدیدی ایجاد کرده است. ناگی گفت: «در حالی که میتوانیم حرکات نمایشی ترامپ را پیشبینی کنیم، برای شناسایی یک چشمانداز منسجم که محرک این حرکات باشد، دچار تردید هستیم.»
غیرقابل اتکا بودن ترامپ شانس هر توافق پایداری را از بین میبرد
مقامات آمریکایی مکرراً تأکید میکنند که ایران بازیگری است که با «سوءنیت» رفتار میکند. نشانههای زیادی وجود دارد که تهران نیز همین احساس را نسبت به ترامپ دارد. مقامات ایرانی خاطرنشان میکنند که ایران هم در ژوئن گذشته و هم در اوایل سال جاری، زمانی که آمریکا و اسرائیل مبارزات بمباران را آغاز کردند، پای میز مذاکره با آمریکا بود. رهبران ایران به عنوان سندی بر اینکه او مذاکرهکنندهای غیرقابلاتکا است به مواضع متغیر ترامپ اشاره کردهاند (گاه تهدید به «محو کردن» ایران و گاه فراخواندن به صلح و نگاه مثبت به رژیم). روز جمعه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در شبکه اجتماعی X نوشت: «هر بار که یک راهکار دیپلماتیک روی میز است، ایالات متحده یک ماجراجویی نظامی بیپروا را انتخاب میکند.»
رابرت مالی، مذاکرهکننده ارشد برجام میگوید وقتی پیشبینیناپذیری به سمت غیرقابلاتکا بودن میل میکند، به بار اضافی تبدیل میشود. در آن نقطه، طرف مقابل دیگر ترس ندارد، بلکه فقدان اعتماد دارد و انگیزه خود را برای توافق از دست میدهدنویسنده این مطلب در ادامه ادعا میکند که مقامهای دولت ترامپ میگویند استفاده از چندین مسیر موازی برای فشار و مذاکره همزمان با تهدید به نابودی نظامی موفقیتآمیز است، زیرا ایران را در وضعیت عدم تعادل نگه میدارد و در نهایت باعث میشود امتیازاتی در جهت اهداف کلیدی ترامپ، مانند پایان دادن به برنامه هستهای ایران، دادهشود. اما برای مقامهای ایرانی و برای کشورهایی که با افزایش هزینههای اقتصادی به دقت نظارهگر هستند، خطر این است که چرخشهای ناگهانی ترامپ و سیگنالهای متناقض او میتواند منجر به طولانی شدن غیرضروری درگیری شود و شانس پایداری یک توافق احتمالی را کاهش دهد.
رابرت مالی، مذاکرهکننده ارشد توافق هستهای ۲۰۱۵ ایران (برجام) که بعدها در دولت بایدن خدمت کرد، گفت که پیشبینیناپذیری میتواند با القای ترس و فوریت در طرف مقابل، سرمایه بزرگی در مذاکرات باشد. او گفت: «اما وقتی پیشبینیناپذیری به سمت غیرقابلاتکا بودن میل میکند، آن دارایی به سرعت به یک بدهی و بار اضافی تبدیل میشود. در آن نقطه، طرف مقابل دیگر ترس ندارد، بلکه فقدان اعتماد دارد و انگیزه خود را برای توافق از دست میدهد زیرا نمیتواند اعتماد کند که یک توافق مفروض پایدار خواهد ماند.» مالی هشدار داد که نتیجه احتمالی «هرجومرج» است.
آنچه در آینده رخ میدهد به شدت بستگی به نحوه پایان این جنگ دارد. به رغم عدم محبوبیت ماجراجوییهای نظامی ترامپ در خارج از کشور، رئیسجمهور اکنون چشم به کوبا دوخته است. پس از دوره اول ترامپ، بسیاری از رهبران جهان مشتاق بازگشت به رویکرد «نظم مستقر» (business-as-usual) در همکاری با واشنگتن بودند. دوره دوم ترامپ مجددا این وضعیت را تغییر داده است. یافتن راههایی برای بقا و شکوفایی بدون اتکای شدید به ایالات متحده، ضرورت جدید جهان است.




