مرثیه ای برای باد ها
در قلبم
چیزی لانه کرده ؛
سنگینی اش را حس می کنم ؛
انگار ریسمانهایی سیاه و سفید
دست و پایش را بسته اند .
قلبم با چشمانی بغض آلود
می نگرد ؛
انگار آهویی
به تیر رها شده از کمان .
به زودی روزنه ای از امید
بر قلبم می تابد
و اندوه ژله ای خسته
لب فرو بسته و لخته شده
از قلبم می تراود
مانند رایحه ی گل های داوودی .
رها می شوم
“گمشده ” در دیار خویش
و ” درد ”
با من وداع می کند .
سینه ی تنگ و استخوانی ام
فراخ می شود
چیزی در درونم جان می گیرد
پروانه ی قلبم
رها می شود
مغزم دیگر سوز نمی زند
انگشتانم نیز ؛
شانه هایم
چقدر سبک شده است .
آبی خنک
نوازشم می کند
خورشید
به استخوان هایم گرما می بخشد
موج ها
یکی پس از دیگری می آیند و
بر دوشم می کشند
چه تشییع غمباری !
یکی شان
چهره ام را نوازش می کند
دیگری
غسلم می دهد.
به التجاء می اندیشم
به بار امانتی که به شن ها
بخشیدم .
ساحل از دور
دست تکان می دهد
“باد”ها می وزند
به آرامی
“سایه” ای در دوردست
جامانده .
مرا ببخش
ای مادر زمینی
فرزند گنه کارت را ببخش و
بیامرز ؛
مرا به سرزمین خواب ها ببر
با لالایی آب ها و شبدرها
با گرمای پذیرنده ی آغوشت
و تاج گلی از شبنم ها
مرا به خواب ها ببر
و بپذیر .
حمید مشکی
t.me/Hamidmoshgy
“گمشده ” : کتاب اول سعید سپهی و مجموعه ی آهنگهایش. چاپ شده در انتشارات چنگ
“درد ” : کتاب دوم سعید سپهی و مجموعه ی بعدی آهنگ هایش. چاپ شده در انتشارات چنگ
“باد ” : تخلص سعید سپهی در شعرهایش
“سایه ” : اسم دختر سعید سپهی




