
گزارشگر | در نظامهای حرفهای، رشد مدیریتی نه با عناوین اداری، بلکه با ترکیبی از تجربه، عملکرد، تخصص و استمرار موفقیت سنجیده میشود. بر همین اساس، مسیر حرفهای محسن منتظری در هواشناسی مازندران، نمونهای قابل تأمل از رشد تدریجی یک نیروی تخصصی در طول سالهای خدمت است؛ مسیری که از جایگاه «دیدهبان برتر کشور» آغاز شده و اکنون به عنوان «رئیس برتر اداره دیدبانی» سازمان هواشناسی کشور رسیده است.
نام منتظری نخستین بار نیست که در فهرست برترینهای هواشناسی کشور قرار میگیرد. در مراسم برترینهای سازمان هواشناسی کشور در اسفند ۱۳۹۱، او به عنوان دیدهبان برتر معرفی شد و مورد تقدیر قرار گرفت. در همان مراسم، نوربخش داداشی نیز عنوان مدیرکل نمونه و برتر را به دست آورد.
چهارده سال بعد، نام منتظری دوباره در صدر ارزیابیها قرار گرفته است؛ این بار نه به عنوان دیدهبان، بلکه در جایگاه رئیس برتر اداره دیدبانی.
این فاصله زمانی، شاید مهمتر از خود عنوان باشد.
از تخصص عملیاتی تا مدیریت
مسیر حرفهای یک مدیر موفق معمولاً از شناخت دقیق میدان عملیات آغاز میشود. کسی که سالها در خط مقدم یک فعالیت تخصصی کار کرده، مسائل واقعی آن حوزه را بهتر میشناسد و هنگام قرار گرفتن در جایگاه مدیریتی، تصمیمهایش صرفاً مبتنی بر گزارشهای اداری نیست.
منتظری نیز مسیر خود را از بدنه تخصصی آغاز کرده و امروز به نقطهای رسیده که عملکرد مدیریتی او در سطح سازمان هواشناسی کشور مورد ارزیابی و تقدیر قرار گرفته است.
به بیان دیگر، او تنها یک مدیر باسابقه نیست؛ مدیری است که سابقه موفقیت تخصصی نیز پشتوانه مسیر مدیریتی اوست.
این ویژگی برای سازمانی تخصصی مانند هواشناسی اهمیت بیشتری دارد؛ سازمانی که تصمیمهای مدیریتی آن مستقیماً با شبکه دیدبانی، کیفیت داده، پیشبینی، هشدار و مدیریت مخاطرات جوی ارتباط دارد.
آیا سقف رشد منتظری همینجاست؟
اکنون یک پرسش جدی پیش روی مدیران ارشد سازمان هواشناسی کشور قرار میگیرد:
وقتی یک نیروی تخصصی در سال ۱۳۹۱ در سطح کشور به عنوان دیدهبان برتر شناخته شده و پس از سالها، در سال ۱۴۰۵ به عنوان رئیس برتر اداره دیدبانی انتخاب میشود، آیا منطقی نیست کارنامه او برای مسئولیتهای مدیریتی بالاتر نیز مورد ارزیابی قرار گیرد؟
این سؤال به معنای مطالبه یک پست مشخص برای یک فرد نیست؛ بلکه دفاع از یک اصل مدیریتی است: استفاده از نیروهای توانمند باید متناسب با کارنامه، تجربه و شایستگی آنان باشد.
در شرایطی که سازمانهای تخصصی کشور به مدیرانی نیاز دارند که هم بدنه کارشناسی را بشناسند و هم توان مدیریت داشته باشند، تجربه افرادی مانند منتظری میتواند یک سرمایه سازمانی محسوب شود.
سرمایه انسانی را نباید فقط با لوح تقدیر سنجید
لوح تقدیر پایان مسیر نیست؛ بلکه میتواند نشانهای برای بازخوانی مسیر یک نیروی انسانی باشد.
اگر یک فرد پس از بیش از یک دهه همچنان در ارزیابیهای رسمی سازمان در شمار برترینها قرار میگیرد، این استمرار را باید جدی گرفت.
مازندران نیز از این منظر دارای سرمایه انسانی قابل توجهی است؛ نیروهایی که تجربه میدانی، شناخت اقلیم استان و سابقه فعالیت در شبکه عملیاتی هواشناسی را در کنار تجربه مدیریتی در اختیار دارند.
منتظری امروز بیش از آنکه نیازمند اثبات توانایی خود باشد، نیازمند فرصتی متناسب با سطح توانایی و تجربهای است که طی سالها به دست آورده است.
اکنون تصمیم با مدیران ارشد سازمان هواشناسی کشور است که آیا از این ظرفیت در سطوح بالاتر مدیریتی نیز بهره خواهند گرفت یا همچنان بخشی از سرمایه انسانی توانمند استانها در همان چارچوبهای محدود قبلی باقی خواهد ماند.
گاهی ارتقای یک نیروی توانمند، صرفاً ارتقای یک فرد نیست؛ ارتقای ظرفیت یک سازمان است.
- نویسنده : سید احمد میرساداتی




