فال نیک شکسته شدن حصار تنگ نظری
فال نیک شکسته شدن حصار تنگ نظری

🖊️محمد حسن رادمنش امروز حسن مهدوی از مدیران خوشنام و با سابقه مازندران که سال ها در عرصه های مدیریتی اجتماعی و مدنی استان نقش آفرینی کرده است با حکم مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی و با حمایت و پیگیری دکتر یونسی استاندار مازندران، به عنوان سرپرست اداره کل تامین اجتماعی مازندران معرفی شد. در ظاهر، […]

🖊️محمد حسن رادمنش

امروز حسن مهدوی از مدیران خوشنام و با سابقه مازندران که سال ها در عرصه های مدیریتی اجتماعی و مدنی استان نقش آفرینی کرده است با حکم مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی و با حمایت و پیگیری دکتر یونسی استاندار مازندران، به عنوان سرپرست اداره کل تامین اجتماعی مازندران معرفی شد.

در ظاهر، اتفاقی که رخ داد چیزی بیش از یک انتصاب اداری نبود؛ انتصابی که مشابه آن در ماه‌های گذشته بارها در استان اتفاق افتاده است. اما آنچه امروز در سالن برگزاری مراسم جریان داشت، نشان می‌داد که ماجرا برای بسیاری از حاضران فراتر از یک جابه‌جایی مدیریتی است.
گاهی ارزش یک انتصاب را نه در متن حکم، که باید در چهره کسانی جست‌وجو کرد که برای آن به سالن آمده‌اند.
مراسم امروز از همین جنس بود.
از همان دقایق ابتدایی می‌شد فهمید قرار نیست با یک مراسم اداری معمولی مواجه باشیم. تعداد و ترکیب حاضران، شور گفت‌وگوها، حلقه‌های شکل گرفته در گوشه و کنار سالن و مهم‌تر از همه نوع رضایتمندی و امیدی که در چهره بسیاری از حاضران دیده می‌شد، حکایت از آن داشت که ماجرا فراتر از جابه‌جایی یک مدیر است.
در واقع بسیاری از کسانی که امروز در سالن حضور داشتند، نه برای بدرقه یک مدیر، بلکه برای استقبال از احقاق حقی آمده بودند که سال‌ها به تعویق افتاده بود.
حسن مهدوی از آن دست مدیرانی نیست که اعتبارش را از حکم مدیریتی گرفته باشد. او پیش از آنکه صاحب جایگاه باشد، صاحب اعتبار بود. از آن چهره‌هایی که کافی است برای نخستین بار با او روبه‌رو شوید؛ نجابت و هوشمندی نخستین چیزی است که به ذهن متبادر می‌شود. اما آنان که او را نزدیک‌تر می‌شناسند، می‌دانند پشت این آرامش و متانت، سال‌ها دغدغه‌مندی اجتماعی، کنشگری مدنی، مطالعه، تجربه و رنج نادیده گرفته شدن نهفته است.
بعضی مدیران برای رسیدن به جایگاه خود از موانع عبور می‌کنند و بعضی دیگر سال‌ها قربانی همان موانع می‌شوند.
مهدوی از دسته دوم است.
شاید به همین دلیل بود که سالن امروز فقط یک سالن نبود؛ نوعی همه‌پرسی نانوشته درباره یک انتخاب بود.
در این میان البته صحنه‌های جالبی نیز رقم خورد. برخی کوشیدند گرمای کم‌سابقه جلسه را به حساب خود بنویسند. برخی تلاش کردند استقبال از آینده را به رضایت از گذشته ترجمه کنند. اما سالن زبان خودش را داشت.
سالن خوب می‌فهمید برای چه کسی دست می‌زند و برای چه کسی سکوت می‌کند.
سالن خوب می‌دانست کدام سخن از دل تجربه و دانش بیرون می‌آید و کدام سخن بیشتر شبیه دفاعیه‌ای دیرهنگام از کارنامه‌ای است که پیش‌تر درباره آن داوری شده است.
کمتر کسی بود که تفاوت سطح دو نگاه را احساس نکند.
در یک سو تلاش برای اثبات کامیابی وضع موجود قرار داشت و در سوی دیگر مدیری که نخستین سخنانش را نه با خودستایی، نه با وعده‌فروشی و نه با بزک کردن واقعیت آغاز کرد؛ بلکه با پذیرش مسئله.
شاید مهم‌ترین فراز سخنان حسن مهدوی همان‌جا بود که گفت:

«به عنوان یک کنشگر اجتماعی هرگز خود را مجاز نمی‌دانم که در هیچ زمان و شرایطی ناامیدانه سخن بگویم، اما به عنوان یک دانش‌آموخته علم مدیریت بر این باورم که هر سیستمی تا زمانی که احساس مسئله نکند، تصمیم و عملش هدفمند و مصروف بهبودی شرایط و رفع مسائل نخواهد شد.»

همین چند جمله به تنهایی تفاوت دو رویکرد را آشکار می‌کرد.
تفاوت میان مدیری که رسالت خود را توجیه وضع موجود می‌داند و مدیری که نخستین گام اصلاح را در پذیرش واقعیت می‌بیند.
تفاوت میان مدیری که مسئله را پنهان می‌کند و مدیری که حل مسئله را از شناخت و پذیرش آن آغاز می‌کند.
سخنان مهدوی در مجموع نیز بر همین مدار استوار بود. او از شرایط دشوار صندوق‌های بیمه‌ای سخن گفت، از ضرورت صیانت از منابع، از اصلاحات ساختاری، از اهمیت نیروی انسانی، از تکریم مخاطبان و از ضرورت تعامل با جامعه و محیط پیرامونی. نه به دام شعار افتاد و نه در دام سیاه‌نمایی. واقعیت را دید، اما امید را فراموش نکرد.
این همان چیزی است که یک مدیر را از یک صاحب منصب صرف متمایز می‌کند.
اما شاید مهم‌ترین پیام مراسم امروز در جای دیگری نهفته بود.
در ماه‌های گذشته پس از استقرار دولت، نقدهای فراوانی نسبت به برخی انتصابات در استان مطرح شده است. نقدهایی که بخش مهمی از آنها ناشی از این احساس بود که بسیاری از نیروهای توانمند، خوشنام، متخصص و دارای سرمایه اجتماعی، همچنان پشت دیوار تنگ‌نظری‌ها و ملاحظات محدودکننده باقی مانده‌اند.
هنر یک استاندار صرفا در انتصاب مدیران نیست.
هنر واقعی آنجاست که بتواند از نیروهای باکیفیتی که سال‌ها مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند صیانت کند؛ آنان را از زیر آوار حذف‌ها، بی‌اعتنایی‌ها و نگاه‌های محدود و تنگ نظرانه بیرون بکشد و فرصت خدمت را به کسانی بازگرداند که جامعه پیش‌تر صلاحیت، توانایی و سلامت آنان را تأیید کرده است.

۲
بی‌تردید انتصاب حسن مهدوی را باید ازهمین منظر دید.
این انتخاب بیش از آنکه یک جابه‌جایی مدیریتی باشد، شکستن حصار تنگ‌نظری‌هایی بود که سال‌ها میان برخی نیروهای شایسته و جایگاه‌های مدیریتی فاصله انداخته بود.
از این منظر، دکتر یونسی شایسته تقدیر است؛ نه صرفا به دلیل صدور یک حکم یا حمایت از یک گزینه، بلکه به دلیل ایستادگی بر انتخابی که امروز واکنش بدنه اجتماعی و سیاسی استان نشان داد تا چه اندازه درست، به‌موقع و قابل دفاع بوده است.
استاندار مازندران در این انتصاب نشان داد که هنوز می‌توان در میان انبوه فشارها، سهم‌خواهی‌ها و ملاحظات مرسوم، بر شایستگی اصرار ورزید و از سرمایه‌های انسانی استان صیانت کرد.
امروز در سالن تامین اجتماعی مازندران فقط یک مدیر معارفه نشد.
امروز این پیام مخابره شد که هنوز هم می‌توان شایستگی را دید، هنوز هم می‌توان در برابر تنگ‌نظری ایستاد و هنوز هم می‌توان امید داشت که سرمایه‌های انسانی استان، صرفا به دلیل مستقل بودن، دغدغه‌مند بودن یا متفاوت اندیشیدن، از حق خدمت محروم نمانند.
شاید راز استقبال کم‌نظیر امروز نیز چیزی جز همین نبود.
مردم و نخبگان، بیش از آنکه شیفته احکام مدیریتی باشند، قدردان عدالت در انتخاب‌ها هستند.

و چه بسا به همین دلیل بود که امروز در آن سالن، بیش از آنکه برای یک انتصاب کف زده شود، برای بازگشت یک شایستگی مورد تشویق قرار گرفت.
برای حسن مهدوی باید آرزوی موفقیت کرد؛ به احترام سال‌هایی که بی‌هیاهو و نجیبانه از کنار بسیاری از بی‌مهری‌ها عبور کرد و اجازه نداد تلخی جفاها او را از مسیر اعتدال، اخلاق و انصاف خارج کند.

و برای دکتر یونسی نیز باید نوشت که اگر انتخاب امروز آغاز یک مسیر باشد و نه یک استثنا، آنگاه می‌توان امیدوار بود که بخشی از سرمایه اجتماعی سرخورده و منتظر، بار دیگر به عرصه مدیریت استان بازگردد.

بیش باد🌷

  • نویسنده : محمدحسن رادمنش
  • منبع خبر : کزارشگر