به گزارش پژوهشگر ایرنا، سومین نشست همایش «مهاجرت نخبگان علمی در ایران امروز، چالشها و راهکارها» صبح روز پنجشنبه ۱۳ دی ماه در پژوهشگاه صنعت نفت با موضوع دایاسپورای ایرانی و نقش نخبگان فکری و علمی در توسعه پایدار برگزار شد.
در این نشست «علی خورسندی، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی، «بهرام صلواتی» مدیر اسبق رصد خانه مهاجرت ایران و تحلیلگر ارشد حوزه مهاجرت، «میرعلیرضا مهنا» رئیس پیشین کانون دانشآموختگان دانشکده فنی دانشگاه تهران و «حمیدرضا نمازی» استادیار دانشگاه علوم پزشکی تهران» به سخنرانی پرداختند. «مقصود فراستخواه» استاد موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی نیز دبیر این نشست بود.
مهاجرت نخبگان به یک فرهنگ تبدیل شده است
«علی خورسندی»، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی، سخنرانی خود را با عنوان «مهاجرت نخبگان علمی و کوچ بیبازگشت» آغاز کرد و گفت در یک روایتپژوهی که در سال ۲۰۱۵ انجام داده است، گریزانندههای مبدا عبارت هستند از احساس بیآیندگی، امنیتی شدن زیست دانشگاهی، کم اعتباری دانشگاهی و بیحمایتی پژوهشی و رانتها و تبعیضهای سیستمی و جذابیتهای مقصد عبارت هستند از فرصتهای رشد فردی، فراوانی فرصتهای شغلی، آزادیهای مدنی و امنیت روانی و حمایتهای پژهشی و امکانات آموزشی.
وی ادامه داد: به نظر من نخبگان علمی که مهاجرت کردهاند، خودیهای دیگر شده هستند که تمایلی برای بازگشت ندارند. این طردشدگان افرادی هستند که مجموعهای از شرایط نابرخوردار سبب شده وطن خود را ترک کنند. بدون استثنا اسناد بالادستی در ستیز با نخبگان علمی است و شاید «ترک با نفرتی» که محمد فاضلی از آن در نشست دیروز سخن گفت تعبیر درستی برای این وضعیت باشد.
وی افزود: به عقیده من مهاجرت نخبگان ایرانی نه یک پدیده و نه یک وضعیت بلکه به یک فرهنگ تبدیل شده و از این رو، نیاز به یک جامعهشناسی جدید به نام جامعهشناسی نخبه گریزی داریم، زیرا این مساله به خوبی فهم نشده و تنها در قالب رسانهها به آن پرداخته شده است. به نظر من نوع برخورد و مواجهه فرهنگ، جامعه و حاکمیت با نخبگان علمی باید برملاسازی و شفاف شود و راههای مواجهه با کوچ نخبگان باید سیاست پژوهی و سیاست گذاری شود.
خورسندی: مهاجرت نخبگان ایرانی نه یک پدیده و نه یک وضعیت بلکه به یک فرهنگ تبدیل شده و از این رو، نیاز به یک جامعهشناسی جدید به نام جامعهشناسی نخبه گریزی داریم، زیرا این مساله به خوبی فهم نشده و تنها در قالب رسانهها به آن پرداخته شده است.وی در انتهای سخنرانی خود به راهکارهایی اشاره کرد و گفت اساسا لازم نیست برای مهاجرت نخبگان کاری کنیم و طرح جدیدی بیاندازیم، با این حال کارهایی هست که نباید انجام دهیم. یعنی باید از یکسری سیاستهای پرمخاطره دست بکشیم و آبراههها و شاهراههای دانشی و پژوهشی را مسدود نکنیم. راهکار دیگر این است که زیست حرفهای دانشجویان نخبه را امنیتی نکنیم و در آخر اینکه دیوار ذهنی دانشگاه را بلندتر نکنیم و اجازه دهیم دانشگاه با حوزه عمومی هم ارتباط داشته باشد.
دیاسپورای پیچیده ایرانی مستلزم یک سیاست چند وجهی است
«بهرام صلواتی»، مدیر اسبق رصد خانه مهاجرت ایران و تحلیلگر ارشد حوزه مهاجرت دومین سخنران نشست بود. وی سخنرانی خود با سه سوال اصلی آغاز کرد. ۱- دیاسپورای ایرانی کیست؟ ۲- دیاسپورای ایرانی دارای چه مشخصات و ویژگیهای کلیدی است؟ ۳- ارتباط ایران با جامعه دیاسپورای خود چگونه است و چگونه میتواند (نمیتواند) باشد؟
وی ادامه داد: دیاسپورای ایرانی به یک جامعه پراکنده در سطح جهانی که از افرادی که از یک سرزمین مشترک به نام ایران سرچشمه گرفتهاند، گفته میشود. این افراد دارای پراکندگی داوطلبانه و یا اجباری هستند که ناشی از مهاجرت، تبعید، فرصتهای اقتصادی و درگیری با عوامل زیست محیطی است. دارای یک هویت مشترک هستند یعنی احساس تعلق به یک مبدا، فرهنگ، زبان یا تاریخ مشترک دارند.
همچنین این افراد دارای ارتباط با سرزمین مادری هستند. یعنی پیوندهای عاطفی؛ نمادین و عملی که اغلب از طریق حفظ فرهنگ، حمایتگری (حوالههای مالی) صورت میگیرد، دارند.
افرادی که مهاجرت کردهاند، دارای ویژگی فراملی گرایی هستند. یعنی توانایی حرکت و مشارکت در فضاهای فرهنگی، اجتماعی و یا اقتصادی متعدد در مرزهای جغرافیایی را دارند. در واقع دیاسپورا، تقاطع محلیگرایی و جهانیگرایی است و انعکاس دهنده اتصال و سازگاری افراد و جوامع با جهان چند فرهنگی است.
وی گفت: ما دقیقا نمیدانیم چند درصد از دانشجویان ما به صورت اختیاری و چند درصد به صورت اجباری مهاجرت کردهاند. این در حالی است که اطلاع از این آمار بسیار مهم است. زیرا اگر مهاجرت اختیاری صورت گرفته باشد، ارتباط با آنها آسانتر خواهد بود. از این رو ما نیازمند وزارت خانه مهاجرت در داخل هستیم اما چیزی که پیش آمده این است که رصد خانه قبلی نیز دیگر از فعالیت بازمانده است.
بهرام صلواتی: ما دقیقا نمیدانیم چند درصد از دانشجویان ما به صورت اختیاری و چند درصد به صورت اجباری مهاجرت کردهاند. زیرا اگر مهاجرت اختیاری صورت گرفته باشد، ارتباط با مهاجران آسانتر و راحتتر خواهد بود. از این رو ما نیازمند وزارت خانه مهاجرت در داخل هستیموی افزود: جامعه دیاسپورای ایرانی جامعه تحصیلکرده و ماهری هستند که هم دارای بنیه علمی قوقی هستند و هم از تخصص حرفهای بالا برخوردارند. با این حال آمارها نشان میدهد روند مهاجرت این نخبگان در سالهای اخیر روند افزایشی بوده و از ۶۰ هزار نفر به ۱۱۰ هزار نفر رسیده است یعنی ۸۲ درصد مهاجرت زیاد شده است حال یا به اختیار و یا به اجبار. از طرفی اگر زمانی آمریکا و یا اروپای غربی مقصد اولیه دانشجویان بوده، اکنون ترکیه و برخی کشورهای دیگر مقصد تحصیلکردههای ما شدهاند و این روند رو به رشد فقط مربوط به تحصیلکنندگان نیست بلکه شامل دانشجویان و پناهجویان نیز میشود.
وی سخنرانی خود را با این نکات به پایان رساند که ما در ابتدا باید بدانیم انسانها تحت چه شرایطی کشور خود را ترک میکنند . چطور خود را در خارج بازیابی میکنند و در آخر چطور با وطن اصلی خود دوباره ارتباط برقرار میکنند. دیاسپورای ایرانی به شدت متکثر است و لذا سیاستهایی که تعریف میکنیم بسیار پیچیده است. درواقع ما با یک پدیده چندوجهی رو به رو هستیم.
افزایش ۸۲ درصدی مهاجرت نخبگان؛ نیازمند وزارتخانه مهاجرت هستیم
حساسیت دستگاههای نظارتی و امنیتی، بازگشت نخبگان را دشوارتر کرده است
«میرعلیرضا مهنا»، رئیس پیشین کانون دانشآموختگان دانشکده فنی دانشگاه تهران سومین سخنران نشست بود. وی گفت هیچگاه نمیتوانیم جلوی جریان انسانی را بگیریم اما آنچه اتفاق میافتد اختلاف پتانسیل در مبدا و مقصد است. وی گفت: به نظر میآید یکسری جریانها، روند مهاجرت را بالا و یا پایین میآورد و در جایی آن را دچار بحران میکند.
وی افزود: در حوزه علمی و فناوری مسالهای که وجود دارد بحث حساسیتگرایی است که سبب میشود دیاسپوراها دچار تهدید شوند. برای مثال افراد تحصیلکرده وقتی قصد بازگشت به کشور خود دارند در ابتدا یک کارت قرمز از سوی کشور مقصد میگیرند که به چه دلیل قصد رفتن به کشور خود را دارند. از طرفی وقتی این افراد وارد وطن خود میشوند با مشکل حراست و دستگاه نظارتی رو به رو هستند که چرا بازگشتهاند و علت بازگشت آنها چیست.
میر علیرضا مهنا: در حوزه علمی و فناوری مسالهای که وجود دارد بحث حساسیتگرایی است که سبب میشود دیاسپوراها دچار تهدید شوندوی ادامه داد: این در حالی است که دیاسپورای ایرانی از نظر تعلق خاطر به جامعه مادری بینظیر است و وقتی این افراد با این محدودیتها مواجه میشوند، بنابراین برای دیدن اقوام خود کشور ثالث مانند ترکیه و یا دبی را انتخاب میکنند. نتیجه این میشود که این افراد به مرور زمان از سرزمین مادری خود فاصله گرفته و کم کم آن را فراموش کنند. به ویژه اگر یک و یا دو نسل هم از آن بگذرد.
وی اشاره کرد: این محدودیتها در ارتباطات مجازی هم مشاهده میشود و وقتی دانشجویی میخواهد اطلاعاتی از طریق شبکه اجتماعی ارسال کند باز با محدودیت نظارتی و امنیتی رو به رو میشود. در واقع امروزه ایران به دلیل ارتباطی که با دیگر کشورها دارد، سبب شده ارتباطات غیر حضوری هم تحت نظارت دستگاهها باشد در حالیکه ارتباط با این افراد و استفاده از دستاوردهای آنها میتواند بسیار موثر باشد.
شبکهسازی بهترین الگوی مواجهه با مهاجرت نخبگان است
«حمیدرضا نمازی»، استادیار دانشگاه علوم پزشگی تهران آخرین سخنران نشست به استراتژیهایی در رابطه با مهاجرت اشاره کرد و گفت برای موضوع مهاجرت سه استراتژی و یا policy وجود دارد.
استراتژی نخست تلاش برای بازگرداندن یا return policy است که کمابیش اجرا شده و مطالعات نشان داده این استراتژی ناکام مانده است.
استراتژی دوم این است که نگذاریم نخبگان بروند. یعنی retention policy. برای مثال سازمانهای مختلف ازافراد درخواست سند، مدرک و یا سفته میکنند که اگر بروند جریمه میشود و این خود از نظر اخلاقی جای بحث بسیار دارد.
در نهایت استراتژی سوم، استراتژی شبکهای و یا network policy است که اگر در مساله مهاجرت موفق شویم به دلیل اتخاذ همین الگو است. شبکه سازی باید از داخل کشور مبدا صورت بگیرد که متاسفانه ما این کار را در ایران انجام ندادیم. شبکه ساختن نیز مستلزم داشتن اطلاعات از افراد یعنی document است. یعنی افراد را بشناسیم و اطلاعات آنها را داشته باشیم.
درست است که امروزه هوش مصنوعی بسیاری از کارها را انجام میدهد اما هوش مصنوعی هم زمانی میتواند کارش را درست انجام دهد که اطلاعات و دادههای درستی به آن داده شود. اگر اطلاعات نادرست باشد نه تنها کاری انجام نمیدهد بلکه حتی کارها را عقب هم میاندازد.
از طرفی ساختن شبکه نیازمند داشتن انگارهها و تصورات درست است که این خود جای یک تحلیل گفتمان انتقادی دارد. زیرا نه ما تصورات درستی از دیاسپوراهای ایرانی داریم و نه آنها از ما دارند. بنابراین داشتن تصورات و انگارهها درست نیز در ساختن شبکه بسیار مهم است.
برای مثال سلمان اختر یک روانکاو هندی که در آمریکا زندگی میکند، در این باره میگوید: ما هندیها در شرایط عروسی به کشور خود بازنمیگردیم اما تحت شرایط سوگ اقوام بازمیگردیم و در نتیجه انگاره و تصوری که از وطن برای ما شکل گرفته یک انگاره سوگ و ناراحتی است که در بازگشت و در فکر کردن به آن تاثیر میگذارد.
ساختارها و سیاستهای ما دچار قصاوت قلبی شدهاند
«مقصود فراستخواه»، دبیر نشست در انتهای جلسه گفت: بخش درخور توجهی از مهاجران ما صاحبان علم و تکنولوژی هستند که در برخی از کشورها نسبت به برخی از مهاجران دیگر وضعیت بهتری دارند. برای مثال اشتغال برخی مهاجران ما در مشاغل فکری و تخصصی نسبت به خود آمریکاییها بیشتر است. با این حال متاسفانه ارزشهای مادی و غیر مادی این دیاسپوراها به کشور بازنمیگردد. حتی حوالههای مالی آنها کمتر از ۵ درصد تولید ناخالص داخلی است.
وی گفت: موضوع حیات ایرانیان دور از وطن از جهتی امری فانتزی خیال اندود شده و بدون شناخت است و از جهتی ترومایی است که از نظر ذهنی زخمی شده است و از جهتی نیز امری دراماتیک و نوستالژیک و از جهت دیگر از نظر توسعه و نگاه امنیتی استراتژیک است.
وی ادامه داد: ما باید از نخبگان خود حمایت و مراقبت کنیم در حالیکه سیاستها و ساختارهای ما ساختارشکنی میکنند و دچار یک قصاوت قلبی شدهاند. ما نمیدانیم که چه سرمایههایی را داریم از دست میدهیم در حالیکه باید برای آنها تضمین امنیت، کیفیت زندگی و رضایت کنیم. باید با نخبگانی که هستند، ارتباط برقرار کنیم و سط ارتباطمان را به ارتباط فعال برسانیم. در این راه میتوان به آنها فرصتهای مطالعاتی اعطا کرد و سرمایهگذاری مشترک دانشگاهی با آنها انجام داد.
فراستخواه: باید از نخبگان خود حمایت و مراقبت کنیم در حالی که سیاستها و ساختارهای ما ساختارشکنی میکنند و دچار یک قصاوت قلبی شدهاندفراستخواه در خاتمه گفت: ما فکر میکنیم که دیاسپوراهای ایرانی خوشبختانی هستند که توانستهاند در کشور دیگر زیست کنند، در حالیکه نتایج بسیاری از مطالعات مانند مطالعه سحر صادقی، هاله قریشی، رضا غلامی، بهزاد صمدی و محسن مصطفوی نشان میدهد بسیاری از آنها یا درگیر بازار سیاه هستند و یا درگیر اقتصاد غیر رسمی و یا رسانههای زرد و یا دچار مشکلات خانوادگی. در واقع دیاسپوراهای ما یک ایرانی بودن جدید را با یکسری از مشکلات دیگر در خارج تجربه میکنند.



![به گزارش خبرنگار دفاعی ایرنا، سالها است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به ویژه نیروی دریایی آن در همکاری با ارتش جمهوری اسلامی، راهبرد اصلی خود را بر افزایش و ارتقای توان رزم برای تقابل با هر گونه متجاوز به خاک این سرزمین ـ چه در زمین چه در هوا و چه در دریا ـ قرار داده است. سالهاست که منطقه خلیج فارس و به ویژه تنگه هرمز به دلیل موقعیت استراتژیک، همواره مورد توجه و حضور قدرتهای جهانی قرار گرفته است، بیگانگان فرامنطقهای به هر بهانهای بدنبال نفوذ در این منطقه هستند بنابراین نیاز به نیروی دریایی قوی، مقتدر و آماده و بروز چه سپاه و چه ارتش ضروری است. از همان ابتدا پیروزی انقلاب تا به امروز جمهوری اسلامی ایران هر روز با تهدیدات مختلف دشمنان چه در دریا و چه در هوا و چه درمرزهای خاکی روبرو بوده است که نمونه بارز این دشمنیها ابتدا تحمیل جنگ تحمیلی ۸ ساله بود که گریبان کشوررا گرفت و بعد از آن هم هرچه جلوتر آمدیم، شرایط منطقه و یاوهگوییهای دشمنان و تبلیغات مسموم درباره ایران اسلامی بیشتر شد، به حدی که در یک دهه اخیر با تحریمهای بی سابقه و نفسگیر و به اصلاح خودشان فلج کننده آن هم به بهانه دستیابی ایران به بمب هسته ای روبرو شدیم. با وجود اینکه بارها به فتوای رهبر شهیدمان حضرت آیت الله خامنهای(قدس) مبنی بر منع ساخت سلاح هستهای اشاره میشد، اما دشمنان با توطئههای مختلف و ارائه آدرس های اشتباه به افکار عمومی، منطقه خاورمیانه را درگیر جنگهای تصنعی کردند. نمونه آن جنگ تحمیلی دوم میان ایران و رژیم صهیونیستی بود که از ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴ کلید خورد. از آنجا که عناد بدخواهان ایران پایانی ندارد، پس از اعمال آتش بس خود را برای تقابل دیگر آماده میکردند؛ ۹ اسفند ماه جنگ تحمیلی سوم شروع شد و به مدت ۴۰ روز ادامه پیدا کرد و باز به آتش بس موقت ختم شد. یک پرسش؛ یک پاسخ واضح است که هدف دشمنان از شروع جنگ، حضور مستمر در منطقه، تضعیف کشورهای منطقه و به ویژه جمهوری اسلامی ایران و به یغما بردن منابع آنها است. حال پرسش مطرح شده این است: «چگونه میتوان با برنامهها و اهداف آمریکا و صهیونیست ها مقابله کرد؟ پاسخ: ما باید سپر دفاعی کشور را مستحکم کرده و سپس قدرت تهاجمی خود را متناسب با تهدیدات جدید امنیتی در دریا و هوا افزایش دهیم. بنابراین نیروی دریایی سپاه و ارتش با توجه به راهبرد اصلی خود که افزایش و ارتقای توان رزمی است، هرسال متناسب با تهدیدات جدید امنیتی در دریا و هوا نیازمند به روز کردن تجهیزات و تسلیحات خود در حوزه هوا و دریا هستند. بر همین اساس سپاه در ۲۲ و ۲۹ دی ماه ۱۴۰۳ از یک شهر موشکی و یک شهر دریایی و شناوری خود رونمایی کرد و قدرت تهاجمی نیروهای مسلح ایران به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش را در حوزه هوا و دریا به رخ دشمنان کشید و با توسعه انواع موشکهای کروز و بالستیک ساحل به دریا و دریا به دریا، توانسته به یک نیروی بازدارنده مؤثر در برابر تهدیدات فرامنطقهای بدل شود. معادلات دریا زیر سایه قدرت موشکی و پهپادی ایران سامانههای موشکی دریایی ایران از ویژگیهایی همچون تحرک بالا، قابلیت استتار، دقت هدفگیری، شلیک از سکوهای متحرک و پرواز در ارتفاع پایین بهرهمند هستند که امکان عملیات در شرایط مختلف جغرافیایی و تهدیدی را فراهم میآورند. شهید سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران وقت، در این رونماییها گفته بود: «موشکها و شناورهای ما هر روز هم در کمیت هم در کیفیت و هم در مهارت و طراحی به روز و در حال افزایش است.» شهرکهای موشکی و قدرت نمایی نیروهای مسلح پشتوانه نیروهای مسلح شهرکهای موشکی است. نیروی دریایی سپاه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ از شهر موشکهای کروز قدر ۳۸۰ ضد ناوشکن با برد بیش از هزار کیلومتر خود رونمایی کرد تا هرچه بیشتر به قدرت خود در حوزه دریا بیفزاید. به گفته شهید دریادار تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه وقت، از ویژگی موشک کروز قدر ۳۸۰ ضد جمینگ بودن آن است که نمیتوان آن را منحرف کرد و دارای توانایی هدایت تا لحظه اصابت به هدف است، قابلیت انجام عملیات با یک نفر و در کمتر از پنج دقیقه از ویژگی های اصلی این موشک است. سپاه با رونمایی موشکها نشان داد که قدرت نیروی دریایی سپاه روز به روز در حال افزایش است و میتواند سامانههای موشکی خود را در موقعیتهای مختلف شلیک کند؛ نمونه بارز و به عینه آن در جنگ ۴۰ روزه به همه و به ویژه دشمنان ثابت شد به گفته شهید عزیز، به نقطهای رسیدهایم که دیگر این نیرو برای شلیک موشکهای کروز خود نیاز به ساحل و کنار ساحل ندارد، میتواند موشکی را از جنوب طبس شلیک کند و هدفی را در دریا مورد اصابت قرار دهد. همچنین نیروی دریایی سپاه ساخت موشکهای کروز هایپرسونیک با برد ۲ هزار کیلومتر را در دستور کار خود قرار داد و به گفته فرمانده شهید نیروی دریایی سپاه این موشکها هوشمند و برپایه هوش مصنوعی طراحی و تولید شدهاند. فلذا، سپاه با این رونماییها نشان داد که قدرت نیروی دریایی آن روز به روز در حال افزایش است و به این توانایی رسیده است که می تواند سامانههای موشکی خود را از موقعیتهای مختلف ـ در اعماق خاک کشورمان ـ شلیک کند و اهداف خود را چه در دریا و چه درخشکی با دقت بالا مورد اصابت قرار دهد؛ نمونه بارز و به عینه آن در جنگ ۴۰ روزه به همه و به ویژه دشمنان ثابت شد و توانست با کمک نیروی دریایی ارتش تنگه استراتژیک هرمز را به روی دشمنان متخاصم ببندند. برگهای برنده نیروی دریایی سپاه از دیگر موشکهای نیروی دریایی سپاه میتوان از «قائم» و «الماس» نام برد؛ در ساخت آنها از هوش مصنوعی استفاده شده. کار به اینجا ختم نشد و در رزمایش اقتدار پیامبر اعظم(ص) ۱۹ که در آبهای نیلگون خلیج فارس برگزار شد، از پهپادهای پیشرفته مهاجر ۶ و ابابیل ۵ شلیک و با موفقیت اهداف دشمن فرضی را نابود کردند. معادلات دریا زیر سایه قدرت موشکی و پهپادی ایران موشک پدافندی نواب، قدر ۲۰۰ سطح به سطح و کوثر ۲۲۲ دیگر برگهای برنده نیروی مقتدر «ندسا» محسوب میشود. موشک کوثر ۲۲۲ با بُرد ۱۷ کیلومتر روی شناورهای عاشورا و ذوالفقار این نیرو نصب شده است که میتواند ۱۹ پرنده دشمن فرضی را نابود کند. پیش از این هم موشکهای بالستیک ضد کشتی «ذوالفقار بصیر»، «خلیج فارس»، «فاتح مبین»، «موشک فاتح-۱۱۰»، «موشک های هرمز-۱ و ۲»، «نصر موشک ضد کشتی کوتاه برد»، «قدیر»، «نصیر» و «قادر» به نیروی دریایی سپاه ملحق شده بودند. باید یادآور شد موشکهای کروز «قدیر» و «نصیر» تا ۳۰۰ کیلومتر میتوانند اهداف خود را شکار کنند. نکته دیگر آنکه، این موشکها تولیدشده در صنایع دفاعی وزارت دفاع هستند که تحویل نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده است. یگانهای رزمی و تهاجمی نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز، هیچ لحظهای چشم از دشمن برنمیدارند و در بالاترین میزان آمادگی روحی و رزمی قرار دارند و اگر معرکهای سربگیرد، دشمن از جایی ضربه خواهد خورد که هیچگاه فکر آن را هم نکرده است به گفته شهید دریادار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه، یگانهای رزمی و تهاجمی این نیرو در تنگه هرمز، هیچ لحظهای چشم از دشمن برنمی دارند و در بالاترین میزان آمادگی روحی و رزمی قرار دارند و اگر معرکهای سر بگیرد، دشمن از جایی ضربه خواهد خورد که هیچگاه فکر آن را هم نکرده است. این حرف شهید بزرگوار به عینه در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز به واقعیت پیوست. اقتدار دریایی ایران در سایه موشکها و پهپادهای سپاه و ارتش در کنار موشکهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پهپادهای ارتش جمهوری اسلامی کشورمان در دو جنگ تحمیلی دوم و سوم توانست مواضع دشمن را در کنار موشکهای سپاه درهم بکوبد. معادلات دریا زیر سایه قدرت موشکی و پهپادی ایران در همین رابطه امیر سرتیپ اکرمی نیا سخنگوی ارتش میگوید: در کنار حمله های موشکی سپاه، عملیات جنگندههای نیروی هوایی و پهپادهای ارتش نقش بسیار مؤثری را در جنگ های تحمیلی دوم و سوم ایفا کردند که نمونه آن پهپادهای «آرش ۱» و «آرش ۲» بود که مورد استفاده قرار گرفت. پهپاد «آرش ۲»، که نوع جدیدتر و با برد ۲۰۰۰ کیلومتری است، قابلیت پروازی بالا و سطح مقطع راداری کوچکی دارد و کشف آن را برای دشمن بسیار دشوار و از قابلیت نظامی بسیار مؤثری برخوردار است. عمدتاً از همین پهپاد «آرش ۲» استفاده شد که نیروی هوایی ما به کار گرفت. ابلاغ تدابیر جدید برای مقابله مقتدرانه با دشمن البته دشمن هیچگاه از توطعه و جنگ سخت و نرم علیه ما عقب نشینی نمیکند، با این حال چشم انداز کشور «جمهور اسلامی ایران» در دوره حضرت روح الله و قائد شهید به خوبی ترسیم شده است و همین مسیر با قوت و قدرت و با هدایتهای داهیانه حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای استمرار خواهد یافت. کما اینکه در دیدار سرلشکر علی عبداللهی فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانیا(س) با ایشان، معظم له ضمن قدردانی از آحاد رزمندگان سلحشور و شجاع و نیروهای مسلح مقتدر کشور، بهدنبال تدابیر قبلی خود در طول جنگ رمضان که در پرتو عنایات الهی پیروزیهای شگفتانگیزی را بهدنبال داشت و دشمنان را در دستیابی به اهداف پلیدشان ناکام گذاشت تدابیر جدید و راهگشایی برای تداوم اقدامات و مقابله مقتدرانه با دشمنان را ابلاغ فرمودند. (متن کامل خبر را اینجا بخوانید) معادلات دریا زیر سایه قدرت موشکی و پهپادی ایران از سوی دیگر باز باید تَکرار کرد، «ایران سربلند» بدون توجه به ادعاهای سراپا کذب دشمن متجاوز، به قدرت بازندارندگی خود میافزاید تا از این طریق هرگاه خطایی از سوی معاندان صورت گرفت آنان را در میدان نبرد «کیش و مات» کنند. البته همانطور که یادآوری کردیم دشمنی، دشمنان علیه ایران و ایرانیان متوقف نمیشود، همین چندر روز پیش مستاجر کاخ سفید (دونالد ترامپ) در حلقه خبرنگاران، ادعاهای گذشتهاش را در قبال ایران مطرح کرد. مواضع «ترامپِ تروریست» هیچ خللی در مسیر پیشرفت و بازدارندگی دفاعی کشورمان ایجاد نمیکند. صرفا جهت یادآوری: حضرت آیت الله خامنهای(ره) رهبر شهید انقلاب سال ۹۹ در ارتباط تصویری با مراسم مشترک دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری نیروهای مسلح فرموده بودند: «اینکه شما میبینید علیه امکانات موشکی ما، علیه تشکیلات نظامی ما کارهایی میشود، تبلیغاتی میشود و علیه تواناییهای منطقهای ما که بسیار مهم است و برای قدرت دفاعی ما حائز اهمّیّت است، تبلیغات میشود و علیه اینها حرف میزنند -این یاوهگوهای آمریکایی که ملاحظه میکنید دیگر؛ واقعاً اراذلِ یاوهگو که هر حرفی به دهنشان میآید، بیمحابا و بیمحاسبه میزنند، هر جا میروند مینشینند علیه جمهوری اسلامی حرف میزنند- اینها به خاطر همین است که این امکانات اساسی ما با محاسبهی دقیق به وجود آمده و انشاءالله پیش خواهد رفت و اینها [تبلیغات دشمنان] ناشی از عقبماندگی آنها در این میدان و ناشی از ترس آنها است.» دو قدرت ایران در برخورد با دشمن نکته مهم دیگر که باید به تببین آن پرداخت قدرتهای ایران در برخورد با دشمنانش است. خیال میکنند فقط ایران در نبرد نظامی حرفی برای گفتن دارد؛ این طور نیست به دلیل آنکه در دو جبهه سخت و نرم، ایران با اقتدار سخن میگوید. سرداران و سربازان جبهه سخت، دلاورمردان نیروهای مسلح هستند؛ عزیزانی که از فرمانده تا سرباز هیچ گاه کم نمیگذارند، خون میدهند اما خاک نمی دهند. سرداران جبهه دوم را نیز مردم تشکیل میدهند، مردمی که بیش از ۷۰ روز میادین را ترک نکردهاند و حقیقتا درس خوبی به دشمن دادهاند. در اصل همان نقش موشکها را ولی نعمتان انقلاب(مردم) در جبهه نرم ایفا میکنند و پیوند دو جبهه مذکور کار را به جایی رساند که جنگ تحمیلی به فرصتی برای قویشدن ایران تبدیل شد. معادلات دریا زیر سایه قدرت موشکی و پهپادی ایران در دو جبهه سخت و نرم، ایران با اقتدار سخن میگوید. سرداران و سربازان جبهه سخت، دلاورمردان نیروهای مسلح هستند؛ عزیزانی که از فرمانده تا سرباز هیچ گاه کم نمیگذارند، خون میدهند اما خاک نمی دهند. سرداران جبهه دوم را هم مردم تشکیل میدهند این مطلب را نائب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی گفت و در گفتوگو با ایرنا،گفت و تاکید کرد: سومین جنگ تحمیلی که در ابتدا تهدیدی برای ایجاد نقاط ضعف و تغییر حکومت بود و میخواستند به نفت کشور مسلط شوند، اکنون به فرصتی برای قویتر ساختن ایران عزیز تبدیل شده است. (متن کامل گفتوگو را اینجا بخوانید) آری! همین موشکهای سپاه و پهپادهای ارتش در جنگ اخیر، معادله آمریکا و فرزند ناخلف او (رژیم صهیونیستی) را برهم زد. به وضوح مشاهده شد که چگونه نیروهای مسلح کشورمان دست روی ماشه، در پای لانچرها و درون ناوها و قایقهای تندرو از این مرز و بوم، دفاع و دشمن را وادار به عقب نشینی کردند. به هرحال آنچه مشخص است و در فرجام سخن باید به آن تاکید کرد این است: نیروهای مسلح کشورمان به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی، روایتِ اقتدار، ثبات بازدارندگی و قدرت تهاجمی ایران اسلامی در حوزه هوا و دریا هستند، چرا که متناسب با تهدیدات و توطئههای امنیتی دشمنان و بدخواهان نظام از کشورمان دفاع کردند و همچنان پاسدار منافع ایران و ایرانیان هستند، به طوری که دشمن در دو جنگ تحمیلی دریافت، ادامه جنگ، دیگر به صلاح او نیست و در نهایت به آتشبس موقت روی آورد. هرچند رهبر شهیدمان و برخی سربازان ایشان دیگر در بین ما حضور ندارند، اما اقتدار نظامی ایران دشمن را بیچاره خواهد کرد. هیچگاه فراموش نمیکنیم فرمانده شهید کل قوا فرموده بودند: «دوران بزن، در رو تمام شده است.» بزنید ضربات بیشتر و طوفانی دریافت می کنید و این یعنی اقتدار ایران؛ اقتداری که به واسطه موشکها و پهپادهای آن حاصل شده و در جنگ تحمیلی دوم و سوم حسابی خودنمایی کرد. مسیر قوی شدن ایران ادامه خواهد داشت.](https://gozareshgar.ir/wp-content/uploads/2026/05/نفتکش-ها-300x210.jpg)
