به بهانه‌ی شیوه‌ی متفاوت‌ دکتر یونسی؛ استاندار مازندران در مدیریت پروژه‌های نیمه‌کاره؛  *مردی که ارزش «هستی و زمان» را می‌داند
به بهانه‌ی شیوه‌ی متفاوت‌ دکتر یونسی؛ استاندار مازندران در مدیریت پروژه‌های نیمه‌کاره؛  *مردی که ارزش «هستی و زمان» را می‌داند
موافقان و مخالفان دکتر مهدی‌ يونسی رستمی بر سر یک‌چیز هم‌نظرند و آن "متفاوت‌بودن" اوست‌. این تفاوت اگرچه‌ به ذائقه‌ی برخی خوش نیامده، اما انبوهی از مخاطبان عام را شیفته‌ی منش و روش یونسی کرده است.

به گزارش پایگاه خبری گزارشگر و به نقل از عبارت ، موافقان و مخالفان دکتر مهدی‌ يونسی رستمی بر سر یک‌چیز هم‌نظرند و آن “متفاوت‌بودن” اوست‌. این تفاوت اگرچه‌ به ذائقه‌ی برخی خوش نیامده، اما انبوهی از مخاطبان عام را شیفته‌ی منش و روش یونسی کرده است.

یکی از تفاوت‌های آشکار دکتر یونسی با استانداران پیش‌از خود، “عملگرایی” و تلفیق آن با “پیگیری‌ میدانی” است‌، که از قضا نسخه‌ای کمیاب در شرايط فعلی کشور است.

بیش‌از ۳دهه است که تعريف استاندار در مازندران؛ شامل ترکيبی‌ از مديريت کلان، پیاده‌سازی گفتمان دولت به خُرده‌برنامه‌ها، رياست شورای تأمین و البته‌ سخنرانی و سخنرانی و سخنرانی، محدود شده‌ است.

به همين جهت هیچ استانداری را نمی‌توان پیش از دکتر مهدی‌ یونسی رستمی یافت که به یک پروژه بیش‌از ۱۰بار سرکشی کند و آنقدر گلوی بوروکراسی تنبل اداری را بفشارد که بالاخره دست از مقاومت بردارد و تکانی به‌خود بدهد.

ازجمله تفاوت‌های یونسی با اسلاف‌اش می‌توان به «تعیین روشن‌ِ ضرب‌العجل» و «محکِ کيفيتِ وعده‌های عموما شِکمیِ مسئولان یا پيمانکاران» اشاره‌ کرد. این امری رايج است که مسئولان با یک مبتدای «انشاالله» زمان اتمام مراحل‌ پروژه را به آینده‌ای حواله می‌دهند که همگان از ابتدا از سرنوشت‌اش آگاهند.

همين تکرارِ «انشاالله‌ها» بود که هزاران پروژه‌ی نیمه‌کاره را بدون اهميت به زمان‌بندی از ۲۰ سال قبل تابحال دست‌به‌دست کرده و روی دست دولت چهاردهم در مازندران گذشته است.

اما يونسی در راهی متفاوت؛ میراث خود را نه در «رویاپردازی‌های هالیوودی و نیمه‌کاره» بلکه در «درمان زخم‌های کهنه» می‌بیند. شیوه‌ای که بی‌ارتباط با حرفه‌ای کاری او و داستان زندگی‌اش نیست.

او بر اساس این ضرب‌المثل که می‌گوید:”کار را آن کرد که تمام کرد”، مديريت خود را بر مدارِ «مدارا و مرمت» بنیان نهاد.

یونسی با تعيين فهرستی کمّی و کیفی از پروژه‌های عمرانی، ترتیبی برای اتمام آن‌ها درنظر گرفت و بر اساس همین نقشه‌ی راه، از کيفيت ارتباطش با دولت، به‌سود تامین مالی پروژه‌ها بهره بُرد.

آنچه که در بازدید استاندار از محور ساری تاکام مشاهده می نمایید نمونه‌ای از شیوه‌ی مديريت پروژه به سبکِ يونسی است که به‌جای قربانی کردن وسيله برای نیل به هدف، آن را در چارچوبی زمانی قرار می‌دهد و هم‌زمان با نقض تعريف کلاسيک استاندار[ که عموما تصویر پدرخوانده‌ای پشت‌میزنشین و سخنران است] نقش خود را نه بعنوان‌ مداخله‌گر، بل‌که به‌مثابه بازیگری در صحنه تعريف می‌کند.

این رفتار انگیزه‌ی اجرايی‌ را در بدنه‌ی دولتی و خصوصی افزايش می‌دهد، مردم را به دولت نزدیک‌تر می‌کند و ازهمه مهم‌تر موجب تحرک سيستم با استعانت از نظریه “اثر پروانه‌ای” خواهد شد.

منتقدان دکتر يونسی حق انتقاد دارند اما منصفانه‌ آن است که دستاوردها و ناکامی‌ها را با درنظر گرفتن‌ شرايطی بی‌سابقه در تاريخ انقلاب، در کفه‌ی ترازویی عادلانه بگذارند و بدون پیش‌داوریِ سياسی یا شخصی، عملکرد یک‌ساله او را با یک‌سال اول تمامی استانداران پیش از یونسی قياس کنند.

نتيجه اين داوری هرچه باشد، هرگز به جايگاه، دستاوردها و تلاش‌های صادقانه دکتر یونسی آسیب نخواهد زد.

نگاهی کوتاه‌ به آنچه این‌روزها در ایران می‌گذرد حاکی از عبور مردم از دوقطبی‌های سیاسی و تمايل روزافزون‌شان به مدیران عملگراست که به‌جای تماشای تصاوير پیاپی از سخنرانی، عکس‌های‌شان در پیگیری‌ نیازهای عمومی را دنبال کنند.

  • نویسنده : عالین نجاتی
  • منبع خبر : عبارت