آژانس خبری گزارشکر

تاریخ : چهارشنبه, ۱۷ آذر , ۱۴۰۰ 4 جماد أول 1443 Wednesday, 8 December , 2021
6
در گفت وگو با خالق رمان فنجان مونس به قلم نغمه فرج الهی:

نوشتن همیشه مهمترین دغدغه ی زندگی من بوده است

  • کد خبر : 8710
  • 27 آبان 1400 - 20:40
نوشتن همیشه مهمترین دغدغه ی زندگی من بوده است
نوشتن همیشه مهمترین دغدغه ی زندگی من بوده است و هر جایی که بغضی فرو خورده شد با شعر یا دلنوشته ای بيرون ریزی کرد هر جایی که کمکی خواستم کنم اما شرايطش پیش نیامد آن را ثبت کردم.

این بار مصاحبه و گفت وگویی با بانوی موفقی داشتم که موفقیت را با نوشتن کتابی به نام فنجان مونس برایم معنا کرد. من زن نیستم اما با خواندن این کتاب به درستی به قلم زیبا و حکیمانه این نویسنده خوب کشورمان پی بردم. نغمه فرج الهی از جمله زنان موفق ایرانی در سطح بین الملل است که آثار وی در ژورنال‌های خارجه هم به چاپ رسیده است. گفت وگویی به بهانه چاپ کتاب فنجان مونس که در انتشارات نشر دانیار به چاپ رسیده است با وی ترتیب داده ایم که از نگاهتان می‌گذرد:

بیوگرافی

نغمه فرج الهی متولد تهران،  خرداد ماه سال ۱۳۵۱هستم و هم اکنون ساکن استرالیا شهر پرث و اولین رمانم را در سال ۱۳۶۶ نوشتم  اما  متاسفانه برای چاپ آن اقدامی نکردم .در سال ۱۳۸۵  با خانواده از ایران مهاجرت کردم .

تالیف اولین داستان کوتاه در قلب میلان ایتالیا

اولین داستان کوتاه من در مجله ی ایتالیایی بنام «بن ونوتو » در شهر میلان منتشر شد  و در پی آن چهار داستان کوتاه و دو شعر نو هم در آن مجله  به زبان ایتالیایی منتشر کردم. لازم به ذکر است که بن ونوتو مجله ای است برای بانوان مهاجر و ساکن در شهر میلان ایتالیا می‌باشد.

مهاجرت به استرالیا و همکاری‌های من

در سال ۲۰۱۶ به استرالیا مهاجرت کردیم .در شهر ملبورن با مجله ی گلبانگ که متعلق به ایرانیان فارسی زبان هست همکاری کردم که در مجله ی گلبانگ هم تعدادی داستان کوتاه و شعر از من چاپ شد.در سال ۲۰۱۹ در شهر پرث ساکن شدم ودر حال حاضر به عنوان مشاور و مربی یا کوچ در زمینه ی خودشناسی و تیپ شناسی شخصیتی با روش دکتر کارل گوستاو یونگ مشغول به کار هستم.

بفرمایید یک فنجان قهوه

نوشتن رمان یک فنجان قهوه  را در سال ۲۰۱۶ آغاز کردم و در سال ۲۰۱۹ آن را به پایان رساندم و یک سال آن را باز نویسی و ویرایش کردم. بخش هایی از رمان یک فنجان قهوه تحت تاثیر وقایعی  است که در طول این سالهای پر فراز و نشیب مهاجرت  شکل گرفت.

حوزه‌های اجتماعی و به خصوص حوزه زنان دغدغه من در حوزه نویسندگی است

من در حوزه های اجتماعی بیشتر می نویسم و داستان های کوتاه هم من روی این حوزه پیام دارد و بیشترین تمرکز من شاید برای یافتن بخش های انسانی خصوصا زنان جامعه ی امروز است که در طی سالیان نادیده گرفت شده است. نوشتن را اگر اغراق نکرده باشم اولین بار در نه سالگی شروع کردم آن هم با انشا یی که بسیار مورد توجه قرار گرفت.که آن هم یک موضوع اجتماعی بود سرنوشت خودکار نویی که توسط یک پسر پولدار به سطل زباله انداخته شد و بعد ماجرا ی آن….

نوشتن مهمترین بخش زندگی من است

نوشتن همیشه مهمترین دغدغه ی زندگی من بوده است و هر جایی که بغضی فرو خورده شد با شعر یا دلنوشته ای بيرون ریزی کرد هر جایی که کمکی خواستم کنم اما شرايطش پیش نیامد آن را ثبت کردم.

به نوعی نوشتن مهمترین بخش زندگی من است و اگر خودم را بخواهم معرفی کنم می توانم بگویم من نوشته هایم هستم و آن ها من.وقتی شخصیتی خلق می کنم با آن شخصیت در تعاملی تنگاتنگ قرار می گیرم.

روایت یک  فنجان مونس.

مونس سمبل زن یا زنانی است که با یک بال پرواز کردن را آموختند.

مونس زنی است که در فصل اول داستان مشخص می شود که در چگونه بستری رشد کرده شاید برای خواننده پدر مونس اغراق شده باشد و این برای این است که خواستم فرا زمینی بودن بعضی انسان ها  را به نمایش بگذارم مثال شعر سهراب که می گوید: شاعری دیدم که خطاب به گل سوسن می گفت شما پدر مونس از این جنس بود .

درس گرفتن من از نوشته‌هایم…..

بهترین درسی که از نوشتن گرفتم این است که یک نویسنده در رویایش می تواند که هر کس که می خواهد باشد من تمام شخصيت های فنجان مونس رل در خودم دیدم و بخشی از آنها با الهام از اجتماعی بود و هست که در آن زیستم  من آن شخصیت ها پروبال دادم.

چرا مونس؟..

مونس حاصل مادری تنهاست و نقش عاشقی را دارد که خبر ندارد که عاشق نیست وشاید خواننده به اشتباه همین برداشت را داشته باشد اما او وابستگی و عشق را به اشتباه درک کرده بود شاید شخصیت نرگس داستان زنان زیادی باشد.

و مهمترین پیامی که من در مونس خواستم بدهم این بود که بدانیم که هر چیز که در جستن آنیم آنیم عشق عشق را می زاید و امید امید را. زندگی یک جاده ی بی انتها و فقط باید در این مسیر روح خود را رشد دهیم.

نشر دانیار با ناشری جوان و با انگیزه

و اما در مورد نشر دانیار. بسیار همکاری لذت بخشی با ایشان داشتم. ناشری جوان اما بسیار فعال و با انگیزه و از همه مهمتر بسیار خلاق.  ایشان در طول مسیر گرفتن مجوز همکاری و همراهی بسیار مسئولانه ای را داشتند.
خانم رحيمی از کتاب و اینکه به جان پیام کتاب با توجه به حذف بعضی قسمت ها به در خواست ارشاد بود دلسوزانه محافظت کردند و اگر تلاش پیگیر و مصممی که ایشان برای تایید و مجوز کتاب داشتند نبود قطعا امروز من شاهد تولد مونس نبودم. از خانم ساناز باغبان رحيمی سر دبیر نشر دانیار سپاسگزارم که مونس و مرا در این مسیر همراهی کردند.و بسیار مفتخرم که اولین رمان بلندم با ناشری جوان به ثبت رسید.

و در پایان از همسرم و فرزندانم که همیشه مرا در این مسیر باور کرده اند و مرا حمایت کرده اند سپاسگزارم.

لینک کوتاه : https://gozareshgar.ir/?p=8710

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.