اخلاق درهزاره سوم

جمعه 08 آذر 1398 بازدید: 166 کد خبر: 17191 [نسخه چاپی]

عصرمادرحالت کلی ،عصر طلایی دانش است ، دانش ،یعنی مجموعه ای از روش ها و ابزار برای بررسی آنچه قابل درک و دریافت حسی است.  این همان چیزی است که امروزه علم نامیده می شودو  تکنولوژی صورت فعلیت یافته این علم است

حرکت جوامع به سمت توسعه و رفاه  باابزارتکنولوژی رفته رفته انچنان افراد را وابسته نمود که حتی از خواص و هدف اصلی ان که  ایجاد ارامش و دلگرمی بود فاصله گرفت.جاذبه هایی که رفته رفته از مهم ترین بخشهای زندگی انسانها شد به نحوی که به جای سرزدن به خانواده  سرگرم کامنت گذاری درفضای مجازی  میشوند وطنزامیزترین بخش داستان اینجاست که فرد برای مشغول کردن فرزندش برای اوبازی  بازی کامپیوتری می خرد تا خودش فرصت بیشتری برای استفاده از برنامه های نرم افزاری بازی انلاین یا گروههای پیام رسان پیداکند.

پیشرفت صنعت به کلی ظاهر  زندگی بشر را تغییر داده و تکامل صنعت و تحول شگفت آوری که در همه  ابعادزندگی بشریت ایجادنمود ، مشکلات را سهل ساخته و سراسر عالمرا درتسخیرانسان درآورد.

ابتدا ودر بسیاری موارد تکنولوژی های جدید نوعی سرمایه محسوب و کشورها از ان برای بیشتر  درامدزایی استفاده میکردند اما کم کم  انتقال تکنولوژی اهداف پشت پرده سیاسی هم گرفت به نحوی که حتی  اسباب بازی های کودکالن هم  ابزار انتقال فرهنگ  وآموزش دهنده گسست و شکاف باورهای ملی قومیت هاگردید.پوشاک ،سینما و....همه بصورت چندوجهی یک شبیخون فرهنگی را هدفگذاری نموده بودند.

بنابرین حفظ  اخلاق و فرهنگ به عنوان مهم‌ترین چالش،  فراروی بزرگان   جوامع قرار گرفت.. راهبرد اخلاقی و مسئولیت‌شناسانه از مهم‌ترین گزاره‌های مورد نیاز جامعه بشری شدو اخلاق نیز در این جامعه مدرن ‌شده ازسوی رهبران مکاتب فلسفی نیهلیستی تفاسیر   عجیبی یافت و این باورها در اذهان جوامع روبه توسعه تزریق گردید باورهایی که درآن  لباس و مد  شخص نشانه شخصیت‌ افرادبود..

انسان تبدیل به ماشینی شد که دراسارت ماشین های ساخته دست خودقرارگرفت مصادیق بارز آن رسانه های دروغ ساز غرب و ابزارهای خانمان سوز صهیونیستی که کودکان و جوانان  را به جای مطالعه وورزش به سمت هرزگی و فسادو اعتیاد دعوت میکرد.

خالقان مکاتب صنعتی و  مدرنیته و نیهلیستی مدینه فاضله‌ای را برای عناصر اجتماع تعریف کردند که به سود انان یعنی مصرف گرایی و سوداوری انها منجرمیشد و ازطرفی دیگرهیچ توجهی به خواسته‌های اصیل انسان نکرد.

نیهلیسم که به قول خود نیچه به پای مدرنیته پیچیده است بحرانی را درپی داشت که معنویت رااز جامعه دورمینمود و موجب فراموشی افراداز تکالیف الهی و گزاره های اخلاقی میگردید.

و روند روبه رشد صنعت و ماشسنیسم همچون گیوتینی  ریشه های اخلاق مداری و اخلاق محوری را قطع  کرده است و شایدزمانی که چارلی چاپلین عصرجدید را میساخت کسی باورنمی کردروزی جوامع با فرهنگ کهن خود آنقدرفاصله بگیرند که  بشریت اگربخواهد ازآن باورها کسب اطلاع کند باید در  خاطره ها و کتابها به دنبال بقایای اخلاقیات  بگردد.

. در عصری  که  زندگی انسان ها به نوعی وابسته به تکنولوژی است. مدیریت آن  بر ما لازم است. اگر بدون درک جوهر و ذات آن، قصد تمتع داشته باشیم، به موجود بی هویتی بدل خواهیم شد که نه گذشته اش را به یاد می آورد نه بهره ای از آینده دارد. ظاهر تکنولوژی چنان است که گویی به راحتی در خدمت فرهنگ و اندیشه ای درمی آید و اگر این ظاهر فریبنده نبود، این قدر هواخواه نداشت.